عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

970

زبدة التواريخ ( فارسى )

جمله شيخ شمس الدّين محمّد جزرى و سيّد محمّد بخارى و مولانا شمس الدّين فنارى « 1 » را غارت كرده پيش امير شيخ نور الدّين آوردند و زن و دو دختر قيصر در نيكىشهر پنهان بودند و دختر سلطان احمد جلاير كه قيصر جهت پسر خود مصطفى خواستگارى نموده بود ، در برسا بود مجموع به دست لشكر منصور افتاد . « [ 1 ] » و از آنجا عنان به ساحل بحر كشيدند و سواحل دريا را از خون مخالفان دريايى ديگر ساختند . « [ 2 ] » از آنجا اميرزاده ابا بكر با مقدار ده‌هزار سوار جنگى متوجّه شهرنو شد چه خلقى انبوه از چيتاغان و سپاهيان روم آنجا جمع آمده بودند و سليمان چلبى پسر ايلدرم بايزيد به سردارى ايشان ايستاده ، چون هيبت لشكر منصور مشاهده كرد و صولت شيران جنگى معاينه ديد طاقت مقاومت نداشت دل به دريا كرده در كشتى نشست و گريز را فيروزى « [ 3 ] » شمرد و از اين مقام اميرزاده محمّد سلطان خبر اين فتح به حضرت امير صاحب‌قران فرستاد و چندكس را بدين مهمّ تعيين كرده شنقارى كه چون دولت ابد پيوند مرغ امّيد را از هواى سعادت شكار كردى و به بال اقتدار در فضاى كامكارى پرواز نمودى با ديگر تحف و هدايا با ايشان همراه گردانيد . در راه بيشه‌ئى بغايت تنگ بود چنانچه انديشه دانا راه از او بيرون نبردى و فكر مرد هشيار در مضايق آن به « [ 4 ] » تنگ آمدى . ناگاه غوغا برآمد . گروهى بسيار و عددى بىشمار از چيتاغان بر ايشان ريختند . و درازى آن بيشه سه فرسنگى بود جاى آن بود كه دل دليران از دست رفتى و پاى زبردستان سست شدى . محمّد ايا « 2 » و ابراهيم و احمد و فخر الدّين و محمّد قلندر و خضر بابقايا آن صد مرد قدم مردانگى افشرده ، دست به تير و كمان بردند تا به تيغ و سنان رسيد . جنگى كردند كه ديدهء فلك در آن خيره ماند . عاقبت الامر چيتاغان روى به گريز نهادند و چون روباه كه از شير گرسنه گريزد پراكنده شدند . آنگاه اميرزادهء اعظم اميرانشاه بهادر ايلغار فرموده ، چون شير شرزه كه در بيشه دلير در رود در آن بيشه‌هاى تنگ در رفت و چون پلنگ جان‌شكر كه بر كوه و كمر بردود بر آن كوههاى سخت عالى بررفت و جماعتى از مخالفان بر آن كوه پناه گرفته بودند . عساكر منصوره چون دليرى اميرزاده بديدند و علم

--> ( [ 1 ] ) - م و ل : از « از آن جمله شيخ شمس الدّين محمّد جزرى . . . » تا اينجا ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : ساخت . ( [ 3 ] ) - ت : پيروزى . ( [ 4 ] ) - م : ندارد . ( 1 ) روضة الصفا : « قبادى » ، ج / 6 ، ص 419 . ( 2 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « محمّد آتا » ، ص 263 .